داستان نبرد رستم با هری پاتر
امروز واستون یه شعر از شاهنامه اثر جاویدان فردوسی می ذارم
ادامه نوشته
البته توهین نیستا
این یه داستان خنده داره که توسط یکی از دوستان ( نمی شناسینش ) نوشته شده
اینو برا این گفتم که اگه یه وقت اومد دید نکه چرا اسمی از من نبردی
و همچین اینو واسه این گفتم که فک نکنین من اینو نوشتما
من یه هم چین چیز با حالی نمی تونم بنویسم
این متن یه جوری عین شعر های درون شاهنامه است که البته با کمی تغییر که خیلی جالبه
حتما بخونید
به خدا خیلی قشنگه ارزششو داره
اگه نخونین از دست میره ها
گفته باشم
این شعر در ادامه مطلب برای خوندن اماده هست
به ادامه مطلب مراجعه کنید
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت 20:29 توسط محمد
|
SINCE 1386-2007